واژهنامه
اصطلاحات بازی حکم
حکم واژگان خاص خودش را دارد و بعضی از این واژهها در شهرهای مختلف کمی متفاوت به کار میروند. این فهرست معنی رایج هرکدام را میدهد، همانطور که در قوانین این سایت و در شبیهساز استفاده شدهاند.
فهرست اصطلاحات
حاکم
بازیکنی که خالِ حکم را انتخاب میکند و اولین دست را شروع میکند. اگر تیمش هَند را ببرد، حاکم باقی میماند.
حکم
خالی که حاکم انتخاب میکند و تا پایان آن هَند از سه خال دیگر قویتر است. گاهی به آن «خالِ برنده» هم میگویند.
دست
یک دور کامل که در آن هر چهار بازیکن یک کارت میگذارند. هر هَند سیزده دست دارد.
هَند
یک دور کامل بازی از پخش کارت تا رسیدن یک تیم به هفت دست. هر مسابقه از چند هَند تشکیل میشود.
کُت
وقتی تیم حاکم هَند را ۷ بر ۰ میبرد و حریف حتی یک دست هم نمیگیرد. ارزشش دو امتیاز است.
حاکمکُتی
وقتی تیم حاکم ۷ بر ۰ میبازد. چون حاکم خودش حکم را انتخاب کرده، جریمه سنگینتر است: سه امتیاز به حریف.
خالِ شروع
خالِ اولین کارتی که در هر دست روی میز گذاشته میشود. بقیه اگر از آن خال کارت داشته باشند، باید همان را بازی کنند.
رعایت خال
اجبار به بازی کردن از خالِ شروع، تا وقتی از آن خال کارت دارید. مهمترین قاعدهٔ اجباری بازی.
سوزاندن
بازی کردن کارتی از خال سوم — نه خالِ شروع، نه حکم — که هیچ شانسی برای بردن دست ندارد. معمولاً برای خلاص شدن از کارتهای بیمصرف.
خالی شدن
تمام شدن کارتهای یک خال در دست شما. از این به بعد در دستهایی که با آن خال شروع میشوند، میتوانید حکم بیندازید.
حکم کشیدن
پشتسرهم حکم بازی کردن برای تمام کردن حکمهای حریف. تاکتیک کسی که حکم زیاد دارد.
بریدن
حکم انداختن روی دستی که با خال دیگری شروع شده، برای بردن آن دست.
سرخود
بازی کردن بدون هماهنگی با همتیمی؛ مثلاً بردن دستی که همتیمیتان از قبل برده بود.
آس
بالاترین کارت هر خال. در فارسی گاهی «تک» هم گفته میشود.
شاه، بیبی، سرباز
کارتهای تصویری K، Q و J. ترتیبشان از بالا به پایین همین است: شاه بالاتر از بیبی و بیبی بالاتر از سرباز.
تیم
دو بازیکن روبهروی هم. امتیاز به تیم تعلق میگیرد نه به بازیکن.
سه جفت واژه که قاطی میشوند
| واژهها | تفاوت |
|---|---|
| دست / هَند | دست یک دور چهارکارتی است؛ هَند مجموعهٔ دستها تا رسیدن یک تیم به هفت. |
| کُت / حاکمکُتی | هر دو ۷ بر ۰ هستند؛ در کُت تیم حاکم برنده است (۲ امتیاز) و در حاکمکُتی تیم حاکم بازنده (۳ امتیاز). |
| بریدن / سوزاندن | بریدن یعنی حکم انداختن برای بردن؛ سوزاندن یعنی انداختن کارتی که شانس بردن ندارد. |